فابیین کورتاد / به کوشش بتول عزیزپور
1388/8/17

نگاهی کوتاه به آثار فابیین کورتاد شاعر فرانسوی
فابیین کورتاد Fabienne Courtade شاعر فرانسوی/ معرفی و ترجمه : بتول عزیزپور
آنچه از زندگینامه فابیین کورتاد میدانیم این که اوبیش از پانزده سال است که در پاریس زندگی و کار میکند و سخن گفتن از خود را دوست نمیدارد؛ از این رو در باره زندگی خصوصیاش سکوت کامل را حفظ می کند.
از سالهای 60 میلادی تاکنون اشعار این شاعر در مجلات ویژه شعر از جمله دلتا، آکسیون پوئتیک و... به چاپ میرسد. و نخستین مجموعه شعر او با نام ما، بیاندازه خطرناک در سال 1987م توسط انتشارات وِردِیه منتشر شد. فابیین کورتاد اشعاری بی شمار از زبانهای بیگانه، به ویژه شاعران صِرب، به فرانسه برگردانده است.
آثار کورتاد ازاین قرار است: 1- ما، بیاندازه خطرناک، انتشارات وِردِیه، 1987م 2- آسمان وارونه 1، انتشارات کادِکس، 1997 3- میان آسمان، انتشارات اولینها، 1998م. 4- آسمان وارونه 2، انتشارات کادِکس، 2002م. 5- او ماندگار است، انتشارات فلاماریون، 2003م. 6- این چه سکوتی است؟ باز چاپ، انتشارات اولینها، 2007م. 7- شب مانند روزها، باز چاپ، انتشارات اولینها، 2007م. 8- افق تنبل، بازچاپ، انتشارات اولینها، 2007م. 9- میز قصابان، انتشارات فلاماریون، 2008م.
منتقدین آخرین دفتر شعر فابیین کورتاد، میز قصابانرا شاهکار او مینامند. عنوان این کتاب به همان اندازه چالش برانگیز و دور از انتظار است که محتوای آن. آیا چنین عنوانی برای یک دفتر شعر ناخوشآیند است؟ بدون تردید عنوان کتاب در نخستین لحظه، طنینی گوشنواز ندارد؛ امّا آیا این کنشی از نقش اقرار شدهها و ناگفتههای شعر نیست که آزار دهنده به نظر میرسد؛ این واژگان سرخ که قصابان به ذهن متبادر میکنند، آنان که با عضلهها و عصبها سر و کار دارند و با ابزار ِ کار خود تا استخوانها نفوذ کرده و جان آدمی را به رعشه وا میدارند؟ آیا میز قصابان فابیین کورتاد دری است که بر اثر انفجاری گشوده، یا به سخن دیگر از جا کنده شده تا ما را به کلاس دروس کالبد شکافی نقاشیهای رامبراند رهنمون شود؟ روی میز تشریح فابیین کورتاد واژگان گزنده دست بکار میشوند تا نیش و کنایهها از پوست و گوشت عبور کنند و استخوان را بسوزاند. در پیچیدگی متن، در نشانهها و در آغاز جستجو میباید با مهار بندِ نمادهای ِ در همآمیخته در آویخت.
شاعر گاه چند حرف را روی هم قرار میدهد تا پس از آن مفهوم مکانی را به خواننده القاء کند. برای نمونه حرف «لام». شاعر می گوید دروازهء «لام»، خیابان ِ «لام»، سپس ما به دروازهء لِیلا* میرسیم.
این گونه یک سناریو، یک معما و چندین طرح ثابت در دکوری روی هم قرار میگیرند: « یک نفر ناپدید شد/ اما ما نمیدانیم چه کسی». کی؟ کجا؟ چگونه؟ با وجود تکرار این سطر هیچگونه توضیحی، جز این که ناپدید شدن بین سالهای 2002 تا 2006م اتفاق افتاده، داده نمیشود. شاعر در این باره به ما چنین میگوید: « روی یک تکه کاغذ نوشتم 28 ژوئن 2002 28 مه 2003 28 مه 2003 ساعت هژده و سی دقیقه... ».
همه چیز دگرگون میشود؛ حتا اگر به نظر برسد که سکون مطلق برقرار است. تنها با یک حرکت، سناریو بازیگران را به بازی وا می دارد. سایههای بدون چهره؛ و حرکت و توقفهای ناگهانی در تصاویر و کُند شدن بینهایت زمان: « سکوت تکان نمیخورد
از ماه
ژوئن 2002 تا امروز».
فلاشبک و و خیزش به پیش در شعرهای مجموعه میز قصابان به طور یکسان جایگزین یکدیگر میشوند و خود را تکرار میکنند. زمان کند و سنگین میگذرد و همانندها، تکرار و باز گفته میشوند. از ماهی به ماه دیگر، از سال 2002 به 2006، از 2006 به 2003 و تکرار ِ تکرارها... :
« فاتحام و دوباره آغاز می کنم
واژهها را از سر میگیرم
برای آنچه با شتابی سرسامآور میگذرد
محروم از کلامم
...
همه ء جهات را از دست میدهم
اشیاء و آدمها از دست میروند
روی گورها سُر می خورم
کمی خاک روی ِ من
به سوی او پیش میروم جسم پیشمیرود
آنچه باقیمانده را برمی دارد، حتا خرده ریزهها را
بازتاب نورِ ِ روی دیوار
اجر فرش ِ یخزده
سرزمین درد را بیمرز میکند
...
دکور را به حالت اول بر میگردانیم، هر چیز بر جای خود
نور در وسط است
نمیشود آن را خاموش کرد
...
روی خاکسترها، روی گرد و خاک
فوت میکنم
از پنجره به بیرون چشم می دوزم
چند ساعتی بَر صورت مُرده گذشته
اصلاً سر و صدا نمیکنم
در درون خود راه میروم
این را فراموش نمیکنم
که جسد
بسته است».
*porte des Lilas یکی از دوازههای چندگانهء شهر پاریس.
دو شعر از این شاعر همراه با متن فرانسه :
در خواب او از جهت عکس عبور میکنم*
سایهها
سالها، در تماس
با نگاه کردن به او شکل میگیرند
رنگ میبازند
( جا پاها- انگشتان- بوها)
گاهی او بیدار میشود، او
هماکنون خود را از سر و صدا انباشته؟
بین انگشتان
و روی زبان
از مرده کسی
انتظار ندارد
بجای میگذارم
تکههائی ازگوشتْ
حالا خشک شده اند، شاخههای نازک بر دهان
و برآمدگی های شنی
تازه این اول کار است، لحظهء نخست، اولین صحنه
نباید زمین خورد، نباید به عقب باز گشت.
* میز قصابان , Table des bouchers Flammarion/Poésie, 2008 ، ص 52.
je traverse son sommeil, dans l’autre sens
des ombres se forment à le regarder, des années, à proximité
s’estompent (traces – doigts – odeurs)
parfois il s’éveille, il se remplit déjà de ? bruits
entre les doigts et sur la langue
du mort qui attend
je laisse
morceaux de chairs sont séchées maintenant, brindilles sur la bouche et le sable des retombées
C’est le début, le premier temps, la première scène
ne pas tomber, ne pas revenir en arrière
Fabienne Courtade, Table des bouchers, Flammarion, 2008, p. 52.
پیشرَوی ِ روزها
( بًرفک
بر گسترهء بیپایان
چه روزی
چه چشماندازی
بر بامدادی دلخواه.
------
گذشتن روزها
«هیچ پیاده روئی دیگر ساکت نیست
و سکوت هم به آخر میرسد»
آسمان بر چهرهء او
و دلهره از این آسمان
لکه پهنی میسازد
(گسترده میشود).
Avancee des jours
givre)
sur de vastes etendues
quelque ajour
quelquer regard
sur un matin ideal
----
Avancee des jours
Il n’y a pas de marche plus silencieuse "
et le silence
" s̕ epuise aussi
le ciel est sur son visage
et l’effroi
de ce ciel
fait une large tache
(grandit)
|